میراث بابا بزرگ
پسر گلم رو مادر جونش (مادرمامان ) به دلیل اینکه خیلی بی تابی میکرد توی بغلش خوابوند ، واسه همین میخواست که از خواب بلند نشه خوابوندش روی بالشت بابا بزر گ ( بابای مامان ) که نزدیکش بود .
وقتی این صحنه رو دیدیم همه کلی خندیدیم و مامان ازش عکس گرفت تا توی وبلاگش بذاره و یادگاری بمونه
ولی به خاطر اینکه میترسیدم یه وقت بیافتی از کنارت بلند نشدم تا بیدار شی که یه یک ساعتی طول کشید
عاشقتم مامانی ...............................

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


میراث بابا بزرگ
